ml> رضاقاید - مجمع طلاب شهرستان قیروکارزین
سفارش تبلیغ
صبا ویژن
 رضاقاید - مجمع طلاب شهرستان قیروکارزین

...

دوشنبه 88 اردیبهشت 28 ساعت 1:18 صبح
آیت الله بهجت به ملکوت اعلی پیوست

 آیت‌الله العظمی بهجت یکی از مراجع تقلیدجهان تشیع، امروز در بیمارستان حضرت ولی عصر(عج) شهر قم به ملکوت اعلی پیوست.


نوشته شده توسط : رضاقاید

نظرات دیگران [ نظر]


.

جمعه 88 اردیبهشت 18 ساعت 4:46 عصر
 فاطمیه آمد و شد قلب شیعه کوثری

نوشته شده توسط : رضاقاید

نظرات دیگران [ نظر]


.

جمعه 88 اردیبهشت 18 ساعت 3:54 عصر
 فاطمیه آمد و شد قلب شیعه کوثری

نوشته شده توسط : رضاقاید

نظرات دیگران [ نظر]


.

پنج شنبه 88 اردیبهشت 17 ساعت 5:34 عصر
شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها)تسلیت باد.

نوشته شده توسط : رضاقاید

نظرات دیگران [ نظر]


پاسخ به سوالات وشبهات جوانان عزیز:

جمعه 88 اردیبهشت 4 ساعت 12:26 عصر

شبهه :

فقط به حضرت على ـ علیه السّلام ـ و حضرت فاطمه زهرا ـ علیها السّلام ـ می ‏گویند اهلبیت پیغمبر ص در حالی که سایر همسران پیغمبر ص نیز جزء اهلبیت پیغمبر ص محسوب می شوند.


پاسخ :

به عنوان مقدمه دو نکته بیان مى‏شود.
1 معناى لغوى.
2 معناى اصطلاحى.
از نظر لغت اهل بیت مرد کسانى است که در یک خانه با هم زندگى مى‏کنند (اولاد همسر و حتى کنیزان و غلامان) و بعد مجازاً بر کسانى که نسبت واحدى دارند و یا دین واحدى مى‏دارند هم اطلاق شده است.[1] 2ـ معناى اصطلاحى و معروف که همان اهل بیت پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ[2] (على فاطمه حسن و حسین ـ علیه السّلام ـ) باشد البته در معناى اصطلاحى اهل بیت (با قطع نظر از روایاتى که بعداً ذکر مى‏شود) اقوال دیگرى هم وجود دارد، مثلاً ثعلبى مى‏گوید مراد، جمیع مردان بنى هاشم است[3] بعضى از شافعى‏ها مى‏گوید: مراد مؤمنون از بنى هاشم است[4]، زید بن ارقم نقل نموده است که زنان پیامبر مراد است[5].
2 آیه‏اى داریم در قرآن به این مضمون »و در خانه‏هاى خود بمانید و همچون جاهلیت نخستین (در میان مردم) ظاهر نشوید و نماز را بر پا دارید و زکاه را اداء کنید و خدا و رسولش را اطاعت نمائید خداوند فقط مى‏خواهد پلیدى و گناه را از شما اهلبیت دور کند و کاملاً شما را پاک سازد[6] و در این آیه بحث مى‏شود که، مراد از اهلبیت چه کسانى مى‏باشد.
جواب: اگر مراد شما از اهل بیت، همان چیزى است که در آیه‏اى فوق آمده است جواب این است که خیر همسران پیغمبر جزء اهل بیت نمى‏باشند، براى اینکه اولاً در خود قرآن و بعض روایات اهل بیت گاهى در معناى لغوى به کار نرفته است بلکه معناى خاصى را اراده شده است، مثلاً قرآن خطاب به حضرت نوح مى‏فرماید: »که او (فرزندت) از اهلت نمى‏باشد«[7] مراد این نیست که فرزند شما نیست بلکه مراد این است که اهل دین تو و پیرو تو نیست[8] و یا د رروایات داریم که سلمان از، اهلبیت مى‏باشد)[9] مراد این نیست که جزء فرزندان ما مى‏باشد بلکه مراد این است که در دین و اطاعت خدا و... همرنگ ما مى‏باشد، در آیه تطهیر هم که قبلاً بیان شد مراد از اهلبیت معناى لغوى نیست (قرائن بعداً بیان مى‏شود) یکى از مؤیدات آیه مباهله است که مى‏فرماید: »به او بگو، بیایید، ما فرزندانمان را و شما فرزندانتان را ما زنان خود و شما زنانتان را و ما نفسهایمان و شما نفسهایتان را فرا خوانید سپس با هم مباهله کنیم و لعنت خداوند را بر دروغ گویان قرار دهیم[10]» به اتفاق شیعه و سنى مراد فرزندان در آیه حسنین ـ علیه السّلام ـ و مراد زنان فاطمه زهرا ـ علیها السّلام ـ و مراد از نفس پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ على ـ علیه السّلام ـ مى‏باشد. این آیه نشان مى‏دهد که اهلبیت این چهار نفرند[11] و ثانیاً (جواب اصلى) به اتفاق علماى شیعه و اکثریت علماى اهل سنت مراد از اهل بیت در آیه فقط على و فاطمه و حسن و حسین (علیهم السلام) مى‏باشند که در این جا فقط یک روایت از طریق اهل سنت نقل مى‏کنیم »ترمذى و حاکم در روایت صحیحیه، و ابن جریر و ابن منذر و ابن مردویه و بیهقى در سنن خود از ام سلمه نقل کرده‏اند، که گفت: پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ در خانه من بود که آیه »انما یرد اللَّه لیذهب عنکم الرجس« نازل شد و در خانه فاطمه و على و حسن و حسین (علیهم السلام) بودند حضرت آنها را داخل عباى که بر دوشش بود قرار داد فرمود: بار خدایا این جمع اهلبیت من مى‏باشند پس آلودگى را از آنها دور دار»[12] در ادامه آلوسى مى‏گوید، در بعضى روایات دارد که‏ام سلمه گفت »اَلَسْتُ من اهل البیت« آیا من جزء اهل بیت (شما) مى‏باشم حضرت فرمود: تو بر خیرى) و آدم خوبى هستى ولى جزء اهلبیت نیستى»[13] سپس آلوسى مى‏گوید »و قوله علیه الصلاه و السلام اللهم هولاء اهل بیتى و دعائه لهم و عدم ادخال ام سلمه اکثر من ان تحصى« سخن پیامبر که فرمود اینها (چهار نفر) اهل بیت من مى‏باشند و در حق آنها دعا فرمود، و اینکه‏ام سلمه را داخل عبا (کساء) را ه نداد آنقدر از طرق مختلف نقل شده است که قابل شمارش نیست. و این روایات عمومیت اهل بیت در آیه را به هر معناى که باشد تخصیص مى‏زند پس مراد کسانى است که زیر عبا (و کساء) قرار داشتند شامل همراه پیامبر نمى‏شود.[14] هر چند معناى لغوى اهل بیت عام است حتى شامل غلام هم مى‏شود ولى این معناى لغوى مراد نیست به اتفاق همه.[15] و ثالثاً از همه اینها گذشته عده‏اى از همسران پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ در طول زندگى خود به کارهایى دست زدند که هرگز با مقام معصوم بودن (که آیه فوق الذکر براى اهل بیت ثابت مى‏کند) سازگار نیست مانند ماجراى جنگ جمل که قیامى بود بر ضد امام وقت که سبب خونریزى فراوانى گردید و به گفته بعضى از مورخان تعداد کشتگان این جنگ به هفده هزار نفر بالغ مى‏شد[16] و اگر مراد پرسشگر این باشد که از نظر لغوى و یا اصطلاحى عرفى مى‏توان به همسران پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ اهل بیت مى‏گفت، جواب این است که این اشکال ندارد و به این معنى جزء خانه پیامبر و همسان پیبامبر به حساب مى‏آیند.
خلاصه این شد که به همسران پیامبر جزء اهل بیت پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ به معناى که در آیه آمده نمى‏باشند ولى به معناى لغوى جزء اهلبیت بون آنها مشکل ایجاد نمى‏کند، و اما اینکه در آیه جزء اهلبیت نمى‏باشند به سه جهت. 1 مؤیداتى که از خود قرآن داریم. 2 روایاتى که از شیعه و سنى رسیده‏اند که مراد از اهل بیت على و فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام مى‏باشند. 3 خود آیه تطهیر چون عصمت اهلبیت را مى‏رساند نمى‏تواد شامل بعضى همسران پیامبر با کارهاى که انجام دادند بشود.
[1] . راغب اصفهانى، المفردات فى غریب القرآن (چاپ دوم: دفتر نشر الکتاب، سال 1404 ق)ص29 کلمه اهل.
[2] . همان.
[3] . محمود آلوسى، روح المعانى فى تفسیر القرآن (ناشر اداره الطباعه المزیه دار احیاء التراث العربى، بیروت، سال 1405 ق 1985 م) جزء12، ص14.
[4] . همان.
[5] . همان.
[6] . احزاب/33.
[7] . هود/46.
[8] . تفسیر نمونه (ناشر دار الکتب الاسلامیه سال 1370)، ج9، ص9.
[9] . همان، مدرک، ص118، سطر 14.
[10] . آل عمران/61.
[11] . آیهاللَّه مکارم شیرازى، تفسیر نمونه ناشر دار الکتب الاسلامیه، سال 1370 ج2، ص437 تا ص447، و هادى نجفى، ولایت و امامت (چاپ خیام قم، توزیع: دار الذخائر قم) ص82 83.
[12] . آلوسى بغدادى (محمود)، روح المعانى فى تفسیر القرآن العظیم و السبع المثانى (ناشر اداره الطباعه النمیره دار احیاء التراث العربى سال 1405 ه 1985 م) جزء ج22، ص14.
[13] . همان مدرک، ص14، و در تفسیر نمونه ج17 ص307 مى‏خوانیم »که منابع و راویانى احادیثى که دلالت بر انحصار آیه به پنج تن مى‏کند به قدرى زیاد است که جاى تردید در آن باقى نمى‏گذارد تا آنجا که در شرح »احقاق الحق« بیش از هفتاد منبع از منابع معروف اهل سنت گرد آورى شده، و منابع شیعه در این زمینه از هزار مى‏گذرد نویسنده کتاب »شواهد التنزیل«که از علماى معروف... اهل سنت است بیش از 130 حدیث در این زمینه نقل کرده است. (آیهاللَّه مکار شیرازى و همکاران، تفسر نمونه )ناشر: دار الکتب الاسلامیه، در سال 1370 ش) ج17، ص307.
[14] . همان ص15، سطر 1 و 2 (یعنى تفسیر روح المعانى).
[15] . همان (روح المعانى) جزء 22، ص15، سطر 3.
[16] . تفسیر نمونه )ناشر دار الکتب الاسلامیه سال 1370) ج17، ص307.

 

 

 

........

شبهه :

علومى که نزد امامان شیعه است با علومى که نزد غیر آن‏ها است تفاوتی ندارد و علم آنها هم مثل سایر دانشمندان بشری است.


پاسخ :

فرقهاى زیادى بین علوم ائمه و علوم سایر انسان‏ها وجود دارد از جمله این‏که:
1- علوم دیگران اکتسابى است ولى علوم ائمه‏علیهم السلام لَدُنّى و الهى است؛
2- علوم مردم محدود است ولى علوم ائمه‏علیهم السلام مطلق[1] و فراگیر است؛
3- مردم از علوم غیبى برخوردار نیستند ولى ائمه به اذن الهى از علم غیب برخوردار هستند؛
4- علوم مردم از طریق حواس ظاهرى است ولى علوم ائمه به طور عمده از راه الهام و افاضه به دست مى‏آید؛
5- علوم ائمه حضورى است ولى علوم مردم غیر حضورى (حصولى)[2] است.
گرچه ائمه از طریق حصولى هم کسب علم مى‏کنند ولى نقطه‏ى امتیاز همان حضورى بودن علم آن ها است. به جهت طولانى نشدن پاسخ، فقط قسم پنجم را توضیح مى‏دهیم:
علم امام معصوم علم حضورى[3] و یا ارادى و اشائى[4] است، که از ناحیه‏ى پروردگار عطا شده و به طریق الهام، افاضه مى‏شود. و یا از رسول و پیغمبر دیگر به آن ها مى‏رسد و یا غیر از این، از راه هاى دیگرى استفاده مى‏نمایند (این نوع استفاده کردن از علوم) مخصوص امام است و سایر مردم از این موهبت الهى و عطیه‏ى خدایى محروم‏اند. پس در این جا مراد از علم، آن نیست که از امارات و حواس ظاهرى در اثر استدلال بدست مى‏آید؛ زیرا در این نوع از علوم همه‏ى مردم با امام‏علیه السلام شریک بوده و فرقى با امام ندارند. براى آن که تابع اسباب عادى و وسائل معمولى است و مخصوص یک نفر نیست بلکه تمام مردم و همه‏ى افراد مى‏توانند از اسباب عادى، علم به دست آورند. ولى علمى که مورد نظر ماست آن علمى است که پروردگار و علام الغیوب به هیچ کس نداده مگر به کسى که اراده نموده و از میان بندگانش برگزیده و انتخاب کرده و او را بر همه‏ى جماعت دنیا امتیاز داده است. هم چنان که قرآن کریم به حضورى بودن علم ائمه‏علیهم السلام اشاره مى‏کند: (لا یعلم تأویله الاّ الله و الراسخون فى العلم)[5]
این مطلب از مسلمات میان سنى و شیعه است که پیغمبر گرامى و جانشینان او، راسخون در علم هستند و خداوند علم و دانش آن ها را با علم و دانش خود مقرون ساخته و عالم بودن ایشان را به تأویل قرآن مجید و کتاب آسمانى در عرض علم خود به تأویل، قرار داده است، هم چنان که علم خداوند حضورى است پس علم راسخون در علم (پیامبرصلى الله علیه وآله و ائمه‏ علیهم السلام) هم حضورى است.
چنان که در اخبار و روایت هم به حضورى بودن علم ائمه‏علیهم السلام تأکید شده است. این اخبار و روایات چندین دسته هستند:
1- طایفه‏اى از احادیث تصریح کرده‏اند که ائمه‏علیهم السلام خزینه‏هاى علم پروردگارو موضع سرّ وحى و حجّت بالغه‏ى الهى هستند.[6]
2- دسته‏ى دیگرى از احادیث دلالت دارند که ائمه علیهم السلام ورثه‏ى علم پیامبر صلى الله علیه وآله و وارث جمیع پیامبران و رسولان و اولى العزم هستند.[7]
از مجموع آیات و روایات استفاده مى‏شود که علوم پیامبر صلى الله علیه وآله و ائمه‏علیهم السلام علوم الهى است و چون به معدن خزاین الهى متصل و از علم غیبت بهرمندند، علم حضورى و مطلق مى‏باشد. به خلاف علوم عادى مردم که حصولى است و از طریق اسباب عادى و ظاهرى حاصل مى‏شود.
[1] . حسین مظفر، علم الامام، به قلم آقاى محمد آصفى، ص 139.
[2] . همان، ص 115.
[3] . همان، ص 136.
[4] . مراد از علم اشائى که بعضى از دانشمندان فرموده‏اند، شأنى و قوه است که از آن تعبیر آورده‏اند به این که (لو شاء ان یعلم لعلم) یعنى هرگاه بخواهند و اراده بکنند که به چیزى عالم بشوند آشنا شده و دانا به آن چیز مى‏باشند.
[5] . سوره آل عمران، آیه‏ى 7.
[6] . اصول کافى، ج 1، کتاب الحجه، باب ان الائمه ولاه امه الله و خزنه علمه.
[7] . الکافى، ج 1، باب الائمه ورثوا النبى‏صلى الله علیه وآله.


نوشته شده توسط : رضاقاید

نظرات دیگران [ نظر]


<      1   2   3   4   5   >>   >